«به نام آنکه آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد»![]()
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا
التفاتی ز اسیران بلا نیست ترا
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا
با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا
جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است
زیر پای تو چون خاک فتادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم
مدتی هست پریشانم و می دانی تو؟![]()
به کمند تو گرفتارم و می دانی تو؟![]()
مکن آنروز که آزرده شوم از کویت
گوشه ایی گیریم و منبعد نیایم سویت![]()
بشنو پند و مکن قصد دل آزرده خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش
«تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است»![]()
![]()
نمیدونم چی بگم دلم داره میترکه![]()
![]()
![]()
![]()